بخش ۹۰ - ترسیدن کودک از آن شخص صاحب جثه و گفتن آن شخص کی ای کودک مترس کی من نامردم
کنگ زفتی کودکی را یافت فردزرد شد کودک ز بیم قصد مرد
گفت ایمن باش ای زیبای منکه تو خواهی بود بر بالای من
من اگر هولم مخنث دان مراهمچو اشتر بر نشین میران مرا
صورت مردان و معنی این چنیناز برون آدم درون دیو لعین
آن دهل را مانی ای زفت چو عادکه برو آن شاخ را میکوفت باد
روبهی اشکار خود را باد دادبهر طبلی همچو خیک پر ز باد
چون ندید اندر دهل او فربهیگفت خوکی به ازین خیک تهی
روبهان ترسند ز آواز دهلعاقلش چندان زند که لا تقل