بخش ۵۲ - گفتن شیخ ابویزید را کی کعبه منم گرد من طوافی میکن
سوی مکه شیخ امت بایزیداز برای حج و عمره میدوید
او به هر شهری که رفتی از نخستمر عزیزان را بکردی بازجست
گرد میگشتی که اندر شهر کیستکو بر ارکان بصیرت متکیست
گفت حق اندر سفر هر جا رویباید اول طالب مردی شوی
قصد گنجی کن که این سود و زیاندر تبع آید تو آن را فرع دان
هر که کارد قصد گندم باشدشکاه خود اندر تبع میآیدش
کَه بکاری بر نیاید گندمیمردمی جو مردمی جو مردمی
قصد کعبه کن چو وقت حج بودچونک رفتی مکه هم دیده شود
قصد در معراج دید دوست بوددرتبع عرش و ملایک هم نمود