گنج

بخش ۸۳ - در معنی آنک من اراد ان یجلس مع الله فلیجلس مع اهل التصوف

آن رسول از خود بشد زین یک دو جامنی رسالت یاد ماندش نی پیام
واله اندر قدرت الله شدآن رسول اینجا رسید و شاه شد
سیل چون آمد به دریا بحر گشتدانه چون آمد به مزرع صحو گشت
چون تعلق یافت نان با بوالبشرنان مرده زنده گشت و با خبر
موم و هیزم چون فدای نار شدذات ظلمانی او انوار شد
سنگ سرمه چونک شد در دیدگانگشت بینایی شد آنجا دیدبان
ای خنک آن مرد کز خود رسته شددر وجود زنده‌ای پیوسته شد
وای آن زنده که با مرده نشستمرده گشت و زندگی از وی بجست
چون تو در قرآن حق بگریختیبا روان انبیا آمیختی
هست قرآن حالهای انبیاماهیان بحر پاک کبریا
ور بخوانی و نه‌ای قرآن‌ پذیرانبیا و اولیا را دیده گیر
ور پذیرایی چو بر خوانی قصصمرغ جانت تنگ آید در قفس
مرغ کو اندر قفس زندانیستمی‌نجوید رستن از نادانیست
روحهایی کز قفسها رسته‌اندانبیاء رهبر شایسته‌اند
از برون آوازشان آید ز دینکه ره رستن ترا اینست این
ما بدین رستیم زین تنگین قفسجز که این ره نیست چارهٔ این قفس
خویش را رنجور سازی زار زارتا ترا بیرون کنند از اشتهار
که اشتهار خلق بند محکمستدر ره این از بند آهن کی کمست