گنج

بخش ۸ - دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه

بعد از آن برخاست و عزم شاه کردشاه را زان شمّه‌ای آگاه کرد
گفت تدبیر آن بوَد کان مرد راحاضر آریم از پی این درد را
مرد زرگر را بخوان زان شهر دوربا زر و خلعت بده او را غرور