بخش ۶۳ - رسیدن خرگوش به شیر
شیر اندر آتش و در خشم و شوردید کان خرگوش میآید ز دور
میدود بیدهشت و گستاخ اوخشمگین و تند و تیز و تُرشرو
کز شکسته آمدن تُهمت بودوز دلیری دفع هر ریبت بود
چون رسید او پیشتر نزدیکِ صفبانگ بر زد شیر، های ای ناخلف
من که پیلان را ز هم بدریدهاممن که گوش شیر نر مالیدهام
نیم خرگوشی که باشد که چنینامر ما را افکند او بر زمین
تَرکِ خواب غفلت خرگوش کنغُرّهٔ این شیر ای خَر گوش کن