بخش ۴۶ - ترجیح نهادن نخچیران توکّل را بر اجتهاد
قوم گفتندش که کسب از ضعف خلقلقمهٔ تزویر دان بر قدر حلق
نیست کسبی از توکّل خوبترچیست از تسلیمْ خود محبوبتر
بس گریزند از بلا سوی بلابس جهند از مار سوی اژدها
حیله کرد اِنسان و حیلهش دام بودآنک جان پنداشت خونآشام بود
دَر ببست و دشمن اندر خانه بودحیلهٔ فرعون زین افسانه بود
صد هزاران طفل کُشت آن کینهکشوانک او میجُست اندر خانهاَش
دیدهٔ ما چون بسی علّت دروسترو فنا کن دیدِ خود در دیدِ دوست
دیدِ ما را دیدِ او نعْمَ العِوَضیابی اندر دید او کُلّ غرض
طفل تا گیرا و تا پویا نبودمرکبش جز گردن بابا نبود
چون فضولی گشت و دست و پا نموددر عَنا افتاد و در کور و کبود
جانهای خلق پیش از دست و پامیپَریدند از وفا اندر صفا
چون به امر اِهْبِطُوا بَندی شدندحبس خشم و حرص و خُرسندی شدند
ما عیال حَضرتیم و شیرخواهگفت الخَلْقُ عیَالٌ لِلاِلٔه
آنک او از آسمان باران دهدهم تواند کاو ز رحمت نان دهد