بخش ۱۴۰ - وصیت کردن رسول صلی الله علیه و سلم مر علی را کرم الله وجهه کی چون هر کسی به نوع طاعتی تقرب جوید به حق، تو تقرب جوی به صحبت عاقل و بندهٔ خاص تا ازیشان همه پیشقدمتر باشی
گفت پیغامبر علی را کای علیشیر حقی پهلوان پردلی
لیک بر شیری مکن هم اعتمیداندر آ در سایهٔ نخل امید
اندر آ در سایهٔ آن عاقلیکش نداند برد از ره ناقلی
ظل او اندر زمین چون کوه قافروح او سیمرغ بس عالیطواف
گر بگویم تا قیامت نعت اوهیچ آن را مقطع و غایت مجو
در بشر روپوش کردست آفتابفهم کن والله اعلم بالصواب
یا علی از جملهٔ طاعات راهبر گزین تو سایهٔ خاص اله
هر کسی در طاعتی بگریختندخویشتن را مَخلصی انگیختند
تو برو در سایهٔ عاقل گریزتا رهی زان دشمن پنهانستیز
از همه طاعات اینت بهترستسبق یابی بر هر آن سابق که هست
چون گرفتت پیر هین تسلیم شوهمچو موسی زیر حکم خضر رو
صبر کن بر کار خضری بی نفاقتا نگوید خضر رو هذا فراق
گرچه کشتی بشکند تو دم مزنگرچه طفلی را کشد تو مو مکن
دست او را حق چو دست خویش خواندتا ید الله فوق ایدیهم براند
دست حق میراندش زندهش کندزنده چه بود جان پایندهش کند
هرکه تنها نادرا این ره بریدهم به عون همت پیران رسید
دست پیر از غایبان کوتاه نیستدست او جز قبضه الله نیست
غایبان را چون چنین خلعت دهندحاضران از غایبان لا شک بهاند
غایبان را چون نواله میدهندپیش مهمان تا چه نعمتها نهند
کو کسی کو پیش شه بندد کمرتا کسی کو هست بیرون سوی در
چون گزیدی پیر نازکدل مباشسست و ریزیده چو آب و گل مباش
ور بهر زخمی تو پر کینه شویپس کجا بیصیقل آیینه شوی