شمارهٔ ۵ - تاریخ دو طفل توام
تعالیالله از این دو طفل توامکه یکجانند گوئی در دو قالب
یکی را لالهسان پیمان حسنبود از باده گلگون لبالب
یکی از پرتو رخسار تابانجهان را همچو ماه چهارده شب
یکی بر گردن جان بیدلان راکمندافکن شده از چین عنغب
یکی تنگ شکر کرده دهان راز شیرین خندهای گوشه لب
زرشک چهره این مهر درتابز تاب عارض آن ماه در تب
چو گشتند این مه طالع کرینسانهمه کار جهان شد عین مطلب
رقم زد از پی تاریخ مشتاقشده طالع ز یک مشرق دو کوکب