گنج

شمارهٔ ۱

چند از ستم فلک درین باغ خرابگریم چو سحاب
از سوز جگر رود ز چشمم خونابمانند کباب
باشد که رهائیم دهد زین تب و تابکو بانگ رباب
شاید که بر آتش من افشاند آبکو جام شراب