گنج

شمارهٔ ۲

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انشرا۷ بیت
غم دل کس به امید چه گوید دل‌ستانش راچرا بلبل خروشد نشنود چون گل فغانش را
مکن ای گل جفا با بلبل خود این قدر ترسمرود از باغ و نتوانی تهی دید آشیانش را
ندارم گر برش از بوالهوس فرقی عجب نبودکه نشناسد ز گلچین هیچ گلبن باغبانش را
به کویت گر چنین آشفته می‌گردم مکن منعمدلی گم کرده‌ام اینجا و می‌جویم نشانش را
دو دستم بهر آن دادند در جولانگه نازشکه از دستی رکابش گیرم از دستی عنانش را
جفای دوست باشد لطف دیگر گو فلک هرگزنسازد مهربان با من دل نامهربانش را
کشد مشتاق تا کی محنت هجران خوش آن ساعتکه بیند روی جانان و کند تسلیم جانش را