گنج

شمارهٔ ۱۵۷

قافیه: وکنند۷ بیت
آنان که می طلب زخم آرزو کنندخون جای باده غنچه صفت در سبو کنند
بگذر ز کام دل که نماند درین چمنگل اینقدر بشاخ که چینند و بو کنند
هرجائیست یار از آن رهروان عشقگاهی بکعبه گاه به بتخانه رو کنند
این آرزوی دل همه از تست هرچه هستغیر از تو عاشقان چه دگر آرزو کنند
گردن چو شیشه بر خط فرمان نهاده‌اماز خون و باده هرچه مرا در گلو کنند
دانی چه نشاء در سر ما از خیال تستدر ساغر تو باده اگر زین کدو کنند
مشتاق را تلافی بیداد از بتاناین بسکه گاه گوشه چشمی به او کنند