بخش ۴
و بی بلارِ وزیر که بقیت کفات عالم و دهات بنیآدم است، وهم ِ او از راز زمانه غدّار بیاگاهانَد و فراستِ او بر اسرار سپهرِ دوار اطلاع دهد، نظام ممالک و رونق اعمال و حصول اموال و اقامت اخراجات و آبادانی خزاین چگونه دست دهد؟
و بی کمال دبیر که نقشبند فلک، شاگرد بنان اوست و دبیر آسمان چاکر بیان او، و هر کلمهای ازان او دُری هرچه ثمینتر و سحری هرچه مبینتر، صدهزار سوار و ازو نامهای، و صدهزار نیزه و ازو خامهای.
مصالح اطراف و حوادث نواحی چگونه معلوم شود، و بر احوال اعدا و عوازم خصمان به چه تاویل وقوف افتد؟ و هرگاه که این دو بنده کافی و این دو ناصح واقف که هر یک به محل دست گیرا و چشم بینااند.
باطل گرداند و فواید مناصحت و آثار کفایت ایشان از ملک من منقطع شود رونق کارها و نظام مهمات چگونه صورت بندد؟ و بی پیل سپید که شخص او چو خرمن ماه، خرم و تابان و چون هیکل چرخ آراسته و گردان است، مهد او هم کاخی دلگشای، و منظری نزه است، و هم قلعتی حصین و پناهی منیع.
پیش دشمن چگونه روم؟ و آن دو پیل دیگر که صاعقه صنعت ابر صورت باد حرکتند، دو خرطوم ایشان چون اژدها که از بالای کوه معلق باشد، و مانند نهنگ که از میان دریا خویشتن درآویزد، در حمله چون گردباد مردم ربایند، و در جنگ بسان سیل دمان خصم را فروگیرند، و در روز نورد بینی.
مصاف خصمان چگونه شکنم؟ و بی جمازه بختی که در تگ دست صبا خلخالش نپساید و جرم شمال گرد پایش نشکافد.
چگونه بر اخبار وقوف یابم و نامهای بشارت و دیگر مهمات به اطراف رسانم؟ و بی شمشیر برّان که گوهر در صفحه آن چون ستاره است در گذر کاهکشان و ماننده مورچهای بر روی جوی آب در سبزه روان، آب شکلی که آتش فتنه از هیبت آن مرده است، آتش زخمی که آبروی ملک از وی بجای مانده.
نعوذ بالله از آن آبرنگِ آتشفعل
در جنگها چگونه اثری نمایم؟ و هرگاه که از این اسباب بیبهره شدم و عزیزان و معینان را باطل کردم از ملک و زندگانی چه لذت یابم؟ که فراق عزیزان کاری دشوار و شربتی بدگوار است، و کفایت مهمات و تمشیت اشغال بی یار و خدمتگار سعیی باطل و نهمتی متعذر است.