شمارهٔ ۴۵ - مختوم به مدح مولای متقیان و امیرمؤمنان علی بن ابیطالب علیه السلام
قد پی تعظیم خلق خم نتوان کردبندگی غیر ذوالکرم نتوان کرد
هر سو مو گر شود هزار زبان بازشکر تو یا سابغ النعم نتوان کرد
منت دونان پی دونان نتوان بردبهر درم حال خود دژم نتوان کرد
دامن همت که پاک آمده از عیبطمع و حرص، متهم توان کرد
غره مشو بر دو روز دولت دنیازنده دلا، تکیه بر عدم نتوان کرد
از پی مخلوق، ترک حق نتوان گفتترک صمد، سجدهٔ صنم نتوان کرد
با تو برادر هر آن چه شرط وفا بودگفتم و تکرار، دم به دم نتوان کرد
آن چه زدیوان غیب، گشته مقررهیچ به تدبیر، بیش و کم نتوان کرد
جز زنبی و علی و فاطمه و آلاز دگری خواهش کرم نتوان کرد
ترک ولای علی «محیط» نگویدبر خود و بر جان خود، ستم نتوان کرد