شمارهٔ ۱۳۴ - در مدح جنّت مکان علی قلی میرزا طاب ثراه
وقت است زچهره پرده برداریدلداده هزار، بیشتر داری
یک بار اگر جمال به نماییبازار دو کون، بی خبر داری
بر راه تو دیده ها است از هر سوتا رأی کدام، رهگذر داری
پیوسته علاج ضعف دل ها رااز عارض و لعل گل شکر داری
ای تازه نهال باغ زیباییافسوس که جور و کین ثمر داری
بر دل شدگان عیان ز روی و موروز دگر و شب دگر داری
از طره ی مشک سا، به طراریافکنده کمند بر قمر داری
بر مهر و مه از غلامی خواجهبس فخر تو شوخ سیمبر داری
شهزاده علی قلی که بر بابشمانند فلک مدام سر داری
شاها به مثل تو آن درخت استیکز بخشش وجود برگ و بر داری
خوش باش «محیط» کز عطای میردامان مه و سال پرگهر داری