گنج

فی مدح زینب الکبری رثائها سلام الله علیها

قافیه: شد۲۲ بیت
شاهباز طمعم باز عندلیب شیدا شدیا که طوطی نطقم طوطی شکرخا شد
رفرف خیالم رفت تا مقام او ادنییا براق عقلم را جا بعرش اعلی شد
مشتری شدم از جان مدح زهره روئیرامنشی عطارد را خامه عنبر آسا شد
گوهری نمایان شد از خزانۀ غیبیوز کتاب لاریبی آیه ای هویدا شد
از معانی بکرم زال چرخ شد والهحسن دختر فکرم باز در تجلی شد
یکه تاز فکرت را باز شد دو ته زانوتا بمحدت بانو همچو چرخ پویا شد
در حریم آن خاتون ره نیابد افلاطوناسم اعظم مکنون رسم آن مسمی شد
اوست بانوی مطلق در حرمسرای حقبزم غیب را رونق آن جمال زیبا شد
برج عصمت کبری دخت زهرۀ زهراکو بغرۀ غراء مهر عالم آرا شد
از فصاحت گفتار و ز ملاحت رفتارسرّ حیدر کرّار در وی آشکارا شد
گلشن امامت را گلبن کرامت بودباغ استقامت را رشک شاخ طوبی شد
طور علم ربانی طور حکم سبحانیبا کمال انسانی در جمال حورا شد
عقل بندۀ کویش، عشق زندۀ بویشوامق مه رویش صد هزار عذرا شد
عرش فرش درگاهش پیش کرسی جاهشدر پناه هرگاهش کل ما سوی الله شد
آسمان زمین بوسش ماه شمع فانوسشپرده دار ناموسش ساره بود و حوا شد
کعبه الامانی بود رکنها الیمانی بودمستجار جانی بود لیک اسیر اعدا شد
شد بر اشتر عریان با دلی ز غم بریانمهد عصمتش گریان ز انقلاب دنیا شد
حکم بر منایا داشت مرکز بلایا گشتقبله البرایا بود کعبه الرزایا شد
در سرادق عصمت در حجاب عزت بودبی حجاب و بی خرگه کوه و دشت پیما شد
شد عقیلۀ عالم رهسپار شام غمچشم چشمۀ زمزم خونفشان به بطحا شد
یکه شاهد وحدت دخت خسرو اسلامشمع محفل جمعی بدتر از نصاریٰ شد
آنکه آستانش بود رشک جنه المأویهمچو گنج شایانش در خرابه مأوی شد