گنج

شمارهٔ ۱ - فی ولادة الصدیقة سلام الله علیها

قافیه: م۱۹ بیت
ز دلیلی حسن قدم در بزم حدوث قدمیا سینۀ سینا زد از سر انا الله دم
یا شاهد هستی شد در جلوه ز غیب حرمیا از افق عصمت رخشان شده بدر أتم
یا گوهر دُرج شرف تابیده ز بحر کرمروئیده گل خود رو از آب و گل آدم
وز لالۀ گلشن جان گیتی شده باغ ارمیا صبح ازل طالع از ناصیۀ خاتم
یا کلک عنایت کرد طغرای وجود، رقمآنصنع بدیع که شد ز آرایش لوح و قلم
یا زهره زهرا زد برقبۀ عرش، علمبانوی ملک حشمت خاتون ملوک خدم
ناموس جمال ازل طاوس ریاض قدمکاندر حرم لاهوت جز او نبود محرم
ام الخلفا که بود پیوسته پناه اممهم قبلۀ اهل دعاهم کعبۀ اهل همم
مشکوٰة نبوت را مصباح منیر ظلمانوار ولایت را چرخ فلک اعظم
افلاک امامت را او محور مستحکماسرار حقایق را سرچشمه و بحر خضم
هم معدن صدق و صفا هم گنج علوم و حکمانسیۀ حوراء اونی آسیه و مریم
صدیقۀ کبری او، او سیدۀ عالمدر ستر و عفاف و حیا با سر قدم توأم
در عزم و مشیت او حکم ازلی مدغمفرمان قضا و قدر در محکمه اش محکم
از قلزم جودش چه این هر دو جهان یک نمجز دست وجودش کو غارتگر ملک عدم؟
یک شمه بهشت برین ز انگلشن حسن شیمعقلست عقال درش نفس از نفسش همدم
رونق بطبیعت داد آن عنصر جود و کرمهر ذره ای ز پرتو او شد درۀ افسر جم
هرچه نبود زان بیش در وصف جمالش کمدر نعت کمالاتش هر ناطقه‌ای ابکم
ای نام دلارایت بر خسته‌دلان مرهم
تا کی دل مفتقرت نالان به کمند غم؟این سینۀ غمزده را لطفی کن و کن خرم