گنج

مثنوی

۱ بیت

در جواب مولوی که گفته:

پای استدلالیان چوبین بودپای چوبین سخت بی تمکین بود

می‌فرماید:

ای که گفتی پای چوبین شد دلیلورنه بودی فخر رازی بی دلیل
فخر رازی نیست جز مرد شکوکگر تو مردی ازنصیر الدین بکوک
هست در تحقیق برهان اوستادداده خاک خرمن شبهت به باد
فرق ناکرده میان عقل و وهمطعنه بر برهان مزن ای کج به فهم
در کتاب حق الولالباب بینوان تدبر را که کرده است آفرین
چیست آن جز مسلک عقل مصونگر نداری هستی از لایعقلون
خار شبهت نیست جزدر راه وهمدر خرد بد ظن مشو ای کور فهم
از هیولا وهم ها را پا کج استکج نظر پندارد این ره اعوج است
ز آهن تثبیت فیاض مبینپای استدلال کردم آهنین
پای برهان آهنین خواهی به راهاز صراط المستقیم ما بخواه
پای استدلال خواهی آهنیننحن ثبتناه فی الافق المبین
کرده ام از ابر خالص ده قبستا که شد عقل مضاعف مقتبس
عقل و روح وجان به هم بگداختمتا کتاب ده قبس پرداختم
نسخه کردش فیض فیاض حکیمتاشفا یابد از و عقل سقیم
در کتاب ده قبس بین صبح و شامعالم انوار عقلی و السلام
گرنه موش وهم در انبار ماستگندم تحصیل چل ساله کجاست
دفع شر موش وهم از هوش کنپس در انبار عقل از گوش کن