شمارهٔ ۸۰ - صفت یار زاهد عابد
تو زاهدی و دو زلف تو آفتاب پرستبه سجده اید شما هر دو درگه و بیگاه
چرا دو چشم تو دیبای لعل پوشیدستاگر نپوشند ای دوست زاهدان دیباه
ز راه گمشده را زاهدان به راه آرندتو باز مردم با راه را کنی بیراه
تو زاهدی ز چه رویست چشمک تو دژمتو عابدی ز چه معین است زلفک تو دو تاه
زمانه تیغ غمان ای نگار بر داردز هر کسی که به چنگ آرد آن دو زلف سیاه
مگر که هست بتا حلقههای زلفینتحروف اشهد ان لا اله الا الله