گنج

شمارهٔ ۴۲ - صفت دلبر نایی گوید

۶ بیت
ای دلکش و دلبند من فدیتکزلفین تو دلبند و چشم دلکش
چو خامه آزر میانت لاغرچون نامه مانی رخت منقش
نای تو به دست چون منی آمدنالنده از زخمت ای پریوش
آواز خوش آمد بتا ز نایتزیرا که گذرگاهش آن لب خوش
هر گه که تو در نای در دمیدیروی تو برافروزد ای بت کش
رخسار تو آتش است آریبیشک ز دمیدن فروزد آتش