شمارهٔ ۲۵ - صفت یار برزگر گوید
ای به دو رخ بسان تازه بهارنکنی کار جز به میل و شمار
گر ز من زاریست همواریکارم از تو چراست ناهموار
همچنان کز شیار گل ببریهمچنان گرد عشق تو شاد یار
هر چه تخم است آن توانی کشتو آن به دست تو بهتر آرد بار
هست ما را به تخم صبر نیازبر دل بنده تخم صبر بکار