گنج

شمارهٔ ۲ - یار ترسا بچه را می گوید

۲ بیت
ز آب چشم من ای دوست روی و موی بشویکه این چو برکه معبود توست و تو ترسا
گلوی وصل من از تیغ هجر خویش مبرکه ذبح حیوان در مذهب تو نیست روا