شمارهٔ ۱ - یک شنبه
یک شنبه است و دارد نسبت به آفتاببر روی آفتاب به من ده شراب ناب
ای آفتاب روی بده باده ای که آندر روشنی حکایت گوید ز آفتاب
بر یاد خسروی که چو می یاد او خورمآب حیات گردد در دست من شراب
سلطان ابوالملوک ملک ارسلان که هستاو را ز چرخ تاج ملوک جهان خطاب
ای آفتاب ملک جهان از تو نورمندتا تابد آفتاب تو چون آفتاب تاب