شمارهٔ ۴۷
ای بت زنجیر جعد، ای آفتاب نیکوانطلعت خورشید داری، قامت فردوسیان
نافرید ایزد زخوبان جهان چون تو کسیدلربا و دلفریب و دلنواز و دلستان
گرت خوانم ماه، ماهی، ورت خوانم سرو،سروگرت خوانم حور، حوری، ورت خوانم جان، چو جان
مشک جعد و مشک خط و مشک ناف و مشکبویخوش سماع و خوش سرود و خوش کنار و خوش زبان
روت از گل درج دارد، درجت از عنبر طرازمشکت از مه نافه دارد، ماهت از مشک آسمان
هم بت زنجیر جعدی، هم بت زنجیر زلفهم بت لاله جبینی، هم بت لاله رخان
ای روان و جان من دایم ز تو با خرمیای سرا و باغ من دایم ز تو چون بوستان