گنج

شمارهٔ ۳۰

با رخت ای دلبر عیار یارنیست مرا نیز به گل کار کار
تا رخ گلنار تو رخشنده گشتبر دل من ریخته گلنار نار
چشم تو خونخواره و هر جادوییمانده از آن چشمک خونخوار خوار
بنده وفادار و هواخواه تستبنده هواخواه و وفادار دار
داد کن ای کودک و بردار جورمنبر پیش آور و بردار دار
ای تو دل‌آزار و من آزرده‌دلدل شده ز آزار دل آزار، زار
گردل من باز ببخشی به منجور مکن لشکر تیمار مار