گنج

شمارهٔ ۱۴

می بر کف من نه که طرب را سبب اینستآرام من و مونس من روز و شب اینست
تریاق بزرگست و شفای همه غمهانزدیک خردمندان می را لقب اینست
بی می نتوان کردن شادی و طرب هیچزیرا که بدین گیتی اصل طرب اینست
معجون مفرح بود این تنگدلان رامر بی سلبان را به زمستان سلب اینست
ای آنکه نخوردستی می گر بچشی زانسوگند خوری، گویی: شهد و رطب اینست
می‌گیر و عطا ورز و نکو گوی و نکو خواهاینست کریمی و طریق ادب اینست