شمارهٔ ۵
چون دل احرام طواف بوالحسن از کعبه بستلطف حق شد همره و خضر هدایت پیشرو
چتر عزت بر سر و از پی دعای مستجابدولت و اقبال و توفیق و سعادت در جلو
نه زبان از شکر نعمت یک نفس بیکار بودنه ز بار معصیت با خویش دیدم نیم جو
دل قویپرواز بوده من سبکبار از گناهدور نبود گر سرم طی ساخت این ره را به دو
دل نجف را قبله کرد و جان ز هجر کعبه سوختدل تمامی اشتیاق و جان سراپا در گرو
مشورت با عقل کردم از پی تاریخ گفت(حج بیت الله چون کردی به باب الله رو)