شمارهٔ ۷۱
سینه صافان ز غمت چشم تری یافتهاندپاکبینان ز نگاهت نظری یافتهاند
طوطیان از لب لعلت شکری یافتهاندنکتهسنجان ز کلامت گهری یافتهاند
نکتهسنجان که سه حرفت شده استاد همهاهل چینند و ز سیمرغ پری یافتهاند
هوشمندان که در آیینه دل حیرانندهر دم از پرتو حسنت نظری یافتهاند
این چه نام طرب افزاست که چون نام خداتا گذشته است به دل ها اثری یافتهاند
نیست مستان تو را واهمه از روز جزاچه توان کرد ز لطفت خبری یافتهاند
هیچ کس در ره وصف تو به پایان نرسیداین قدر هست که راه سفری یافتهاند
خرم آنان که ملائک صفت از مژده طوفهر نفس از طلبش بال و پری یافتهاند
آن چه در خواب نبییند شهان یک نظرشدردنوشان به دعای سحری یافتهاند
داده صد مایه اجابت به دعا دست به دستنیم نانی که گدایان ز دری یافتهاند
نظر عاقل و مجذوب به خاک در توستخرم آنان که از این در نظری یافتهاند