شمارهٔ ۱۳۹
صحیفهایست به انشای کاتبان ازلکه از حصار دعا کوته است دست خلل
ز التماس قبول تصدّق است و دعاکه وعده را بدو انداخت اضطراب اجل
ز سعد و نحس چه پرسی تو فال نیک بزنکه مشتری به تو نزدیکتر بود ز زحل
عَطآء لُولُوة التّاج سَل مِنَ الفَیّاضفانّها قطرات من السّحاب نَزَل
فضای مشرق و مغرب به ذرع پیمودنهمان دویدن عمر است و راه طول امل
برو به مدرسه و یادگیر صلح و صلاحبیا به میکده و دور شو ز جنگ و جدل
گشاد دل طلبی صاف و پاک باید باختخدا به کوری شیطان نمیدهد به دغل
چنان که قوّه پرواز را دو بال دهندهمیشه فائده باهم دهند علم و عمل
غلط ز تو است نه از دیگری غلط نکنیکه قبله با همه عالم نشست مستقبل
همین بوَد همه را سرنوشت پیشانیکه هیچ کس نبرد جان ز دستبرد اجل
چنان که فن رباعی مسلم است به منخیال تازهٔ مجذوب ماست طرز غزل