گنج

شمارهٔ ۸

۳ بیت
کاشکی انگشتوانش بودمیتا در انگشتش همی فرسودمی
تا هر آنگاهی که تیر انداختیخویشتن را کج بدو بنمودمی
تا به دندان راست کردی او مرابوسه‌ای چند از لبش بربودمی