شمارهٔ ۸۴ - به شاهد لغت فرخو، بمعنی پاک کردن کشت و باغ، پیراستن تاک رز و گزین کردن کشت ۲ بیت گر نیستت ستورچه باشدخری بمزد گیر و همی رو مر کشت را خود افکن نیرورز را بدست خود کن فرخو