گنج

شمارهٔ ۵۴ - به شاهد لغت زاج سور، بمعنی مهمانی و سوری که در حین زادن زن کنند

۱ بیت
خزاین تهی شد در آن زاج سوردرون‌ها پر آمد ز عیش و سرور