گنج

شمارهٔ ۴ - به شاهد لغت آروغ، بمعنی بادی که از سینه و حلق برآید

۱ بیت
چون در حکایت آید بانگ شتر کندو آروغ‌ها زند چو خورد ترب و گندنا