شمارهٔ ۱۱۰ - به شاهد لغت ناغوش، بمعنی سر بآب فروبردن و غوطه خوردن ۱ بیت گرد گرداب مگرد ای که ندانی تو شناکه شوی غرقه چو ناگاهی ناغوش خوری