شمارهٔ ۱۸۱
روی آن ماه چو خورشید عیانست ای دلتا نگویی که ز ذرات نهانست ای دل
معنی هست که گفتند علی صورتهدر جهان صورت حق جان جهانست ای دل
کنت کنزا که بیان کرد چه معنی داردیعنی انسان شد و خود گنج روانست ای دل
کل یوم هو فی شأن بیانی است بدانگاه او پیر بود گاه جوانست ای دل
گل رخسار وی از باغ دل ما بشکفتقد آن سرو روان راحت جانست ای دل
کوهیا وصف دهان بت عیار مگویزان که در وصف خود آن ماه زبانست ای دل