گنج

شمارهٔ ۱۷۹

۶ بیت
آتش و آبست و لعل و سیم و زر در جان سنگجوهری بشناسد ایدل گوهر پنهان سنگ
سنگ چون در فطرت خود قابل دیدار بودنقد جان را بر محک زد این بود بنیان سنگ
خانه ی دارد خدا از سنگ بر روی زمینحاجیان گردند هر عیدی از آن مهمان سنگ
قاف و القرآن مراد از کوه مرا دوست راهست عالم کوهیا چون کاسه ی بر خوان سنگ
آتشی دارد دل سنگ از محبت در نهادداغ دارد لاله بر جان از دل بریان سنگ
بر معادن دست یابد زر سرخ آرد بدستهر که چونکوهی نشیند معتکف درکان سنگ