شمارهٔ ۱۰۶
بفضل صانع کون فیکون شدم موجودوجود یافت بیک امر عابد معبود
بشکر آنکه خدا شد مصور آدمسری نهاد ملک پیش آدم او بسجود
بطاق ابروی آنماه جلوه ها کردمکه او ز غیب هویت نمود رخ بشهود
کنون ز شهد و شکر می شویم شیرین کامکه غیر حضرت او نیست شاهد و مشهود
ز تاب آتش رویش بسوخت هر دو جهانتعینات گذشتند از جهان چون دود
بصد زبان همه اقرار نیستی کردندشنو ز چنگ و رباب و نی ز بربط ورود
بدید کوهی دیوانه صبغة الله رانه ابیض است و نه اسود نه سرخ و زرد و کبود