گنج

شمارهٔ ۸ - عزم وی ، بر ایجاد گری ، درین ابیات شرح یافته :

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)۸ بیت
آنچه زسر جوش دل نقشبندمعنی نو بود و خیال بلند
موی به مویش به هنر بیختمپخته و سنجیده درو ریختم
وصف نه زان گونه شد از دل برونکان دگری را به دل آید که چون
هر صفتی را که بر انگیختمشعبدهٔ تازه در او ریختم
نیست ز کس لولوی لالای منژرف ببین در تهِ دریای من
نکتهٔ من گوهر کان من استزان کسی نیست ، ازآن من است
دزد نی‌ام خانهٔ بر دیگریخانه گشاده ز در دیگری
مایهٔ هر دزد، که در عالم استگر چه فزون است، به قیمت کم است ؟