شمارهٔ ۴۳ - در وصف جویدن «پان در هند»
بیره تنبول که صد برگ بستچون گل صد برگ بیامد بدست
نادره برگی چو گل بوستانخوبترین نعمت هندوستان
تیز چو گوش فرس تیزخیزصورت و معنی به صفت هر دو تیز
تیزی ازو یافته گوش دگرداد بهر گوش ز تیزی خبر
پر رگ و در رگ نه نشانی ز خونلیک هم از رگ دودش خون برون
طرفه نباتی مکه چو شد در دهنخونش چو حیوان بدر آید ز تن
خوردن آن بوئی دهن کم کندسستی دندان همه محکم کند
سیر خورد گرسنه در دم شودگرسنه را گرسنگی کم شود
از در تعظیم فتاده به هندصد در تعظیم گشاده به سند
سرخی رویش ز سه خدمتگرشچونه و فوفل شده رنگ آورش
طرفه که با این سه شریکش به پسمرتبه و نام همون راست بس
گر چه که آبش به نوی هست بیشکهنه شود بیش کند آب خویش
گر چه که از آب شود زرد رولیک ز زردیش بود آبرو
برگ که باشد به درختان فراخزود شود خشک چو افتد ز شاخ
برگ عجب بین که گسسته ز بروز پس شش ماه بود تازه تر
حرمتش از پیشگه و پائگاههم به گدا محترم و هم به شاه