گنج

شمارهٔ ۳۵ - صفت مناره

شکل مناره چو ستونی ز سنگاز پی سقف فلک شیشه رنگ
آن که ز زر بر سرش افسرشده استسنگ ز نزدیکی خور زر شده است
سنجر سنگین که ستون سپهرآمده از مهر و شده هم به مهر
سنگ وی از بس که به خورشید شودزو از خورشید عیاری نمود
از پی بررفتن هفت آسمانکرد زمین تا به فلک نرد بان
گرد سرش کرد موذن چو گشتقامتش از مسجد عیسی گذشت
موذنش آن جا که اقامت کشیدقامت موذن نتواند رسید
مسجد جامع ، زدرون ، چون بهشتحوض ، زبیرون ، شده گوهر سرشت