گنج

مفردات (معما به نامهای خاص)

شماره ۱تا به خالت شد سر زلف آشناشماره ۲به تاب تب فتاد از تاب رویت این دل بی‌تابشماره ۳مظهر لطف صمدی خالد استشماره ۴نازم به رعنا دلبری سالار هر دو عالم استشماره ۵حالتم رشک ده مجنون کنشماره ۶هر آنکو مست صهبای جنون استشماره ۷دلربائی است مرا، نیم نگاهش چو می استشماره ۸خالدا کرد فلک قد ترا خم، یعنیشماره ۹خالد اندر بهشت خالد بادشماره ۱۰ور از نفس کسی چراغ افسردشماره ۱۱در مکتب دل سبق نباشدشماره ۱۲طمع دارد ز جانان زلف سرمدشماره ۱۳سالار رسل، کریم و امجدشماره ۱۴غوث عالم، خواجه گردون فراز سربلندشماره ۱۵خاک پای حضرت صدیق شاه نقشبندشماره ۱۶طمع دارد به فضل حی معبودشماره ۱۷فریاد ز دست دلبر سنگین دلشماره ۱۸هست تعریفی ز تعریفاتت ای شیرین کلامشماره ۱۹چون قمری سرگردان، از جفت جدا ماندهشماره ۲۰روی زمین جمله زبرجد شدهشماره ۲۱یک از یک چون فتد دو در میانهشماره ۲۲شد چو ماه از نسل زهرا منجلیشماره ۲۳جدل با هزبر دمان می‌کنیشماره ۲۴جلای آینه دل ز زنگ خود بینی