گنج

قطعه شماره ۲۹

قافیه: ری۸ بیت
ای مه برج شرف سروریوی در درج صدف دلبری
مهر جان تاب سپهر کمالتازه گل گلبن پیغمبری
چند بنفشه ز ریاض دلممنتخب از گلشن و گلعنبری
لاف زنان آمد و در دلشبا خط تو داعیه همسری
داغ نهادیم به پیشانیشیعنی غلامی و زهی داوری
اینکه به شرمندگی آمد برتبسته به جان منطقه چاکری
گشته سیه روی و سر افکنده پیشمانده پشیمان ز زبان آوری
خالد دلداده ز روی نیازملتمس است از گنهش بگذری