گنج

قطعه شماره ۱۸

قافیه: انیخویش۱۰ بیت
ای گشته من فگار بی تونومید ز زندگانی خویش
زارم چو کشی به درد هجرانمی ترس از نوجوانی خویش
تا چند فراشم گذارییاد آر ز مهربانی خویش
تا بی تو نزیستم، نکردماقرار به سخت جانی خویش
خود گوی که با که گویم آخر؟شرح الم نهانی خویش
باز آی که بهر تو گذشتماز مطلب دو جهانی خویش
تا چرخ تو را ز من بریده استشاد است به نکته دانی خویش
یعقوب به کنج غم گرفتاریوسف به جهان ستانی خویش
جانا به سعادتی که داریرحم آر به یار جانی خویش
دریاب که بی تو گشت خالدبیزار ز زندگانی خویش