گنج

شمارهٔ ۳۰۵

۲ بیت
ای شب مگر آن زلف سمن فرسائیزینسان که شدی بر رخ او سودائی
وی چشمه ی خورشید مگر عین زریزان روی که از سنگ برون می آئی