گنج

شمارهٔ ۲۸۶

۴ بیت
دی صبحدم آن غیرت سرو چمنیبا من به سر کرشمه از کبر و منی
می‌گفت به خشم
کای مردم دیدهٔ تو سقّای رهمباز آی که تا خاک رهم آب زنی
گفتم که به چشم