گنج

شمارهٔ ۱۵۸

۲ بیت
دل فتنه ی آن سرو خرامان تو شدواشفته جعد عنبر افشان تو شد
جانم چو دوال کیش و قربان تو شداز کیش بیرون آمد و قربان تو شد