معمّیات
شمارهٔ ۱آنک هستم ز خاک درگه اوشمارهٔ ۲آنک بر سر و عارض چو گلیستشمارهٔ ۳سالکی را که دید پیوستهشمارهٔ ۴آنک نبود غمش ز مثل منیشمارهٔ ۵گفتمش ای ماهرو نام تو خود چیست گفتشمارهٔ ۶پریرویی که از ما ناورد یادشمارهٔ ۷بستان ز کتاب حرف اولشمارهٔ ۸حرف سوم سه چون بیندازیشمارهٔ ۹نام صنمی که می نبینم بازششمارهٔ ۱۰آنک جعدش مرغ دل را دام بودشمارهٔ ۱۱آنچه ما راست بریمین و یسارشمارهٔ ۱۲هفتاد و هشت نام یکی حور پیکرستشمارهٔ ۱۳سر سگ بر کفن و باقیش مضاعف گردانشمارهٔ ۱۴دندان کلب چون شکنی جز وقالبششمارهٔ ۱۵آیا چه خوش بود بگه صبح در چمنشمارهٔ ۱۶سرو قبا پوش من قباش بگردانشمارهٔ ۱۷اگر نام یارم ندانی که چیستشمارهٔ ۱۸نسخهای مصحّف مغلوبشمارهٔ ۱۹تصحیف شکوفه را بدست آرشمارهٔ ۲۰بدری که بود در شب گیسوش قمرشمارهٔ ۲۱کام جانم هیچ می دانی که چیستشمارهٔ ۲۲قلب قلب قلب با قلب جگرشمارهٔ ۲۳نام آن لاله روی عنبر مویشمارهٔ ۲۴کاف را بستان و در زا ضرب کنشمارهٔ ۲۵شست در هنگامه می باید فکندشمارهٔ ۲۶معین با تو گفتم گر بدانیشمارهٔ ۲۷با زرده ی خایه یارکن ضمشمارهٔ ۲۸پس نام پیمبری بدست آرشمارهٔ ۲۹کسی که زربکسان داد و دستگیری کردشمارهٔ ۳۰آنک مرغ جان مشتاقان اسیر دارم اوستشمارهٔ ۳۱بدری که سایه بر سرش افکنده است شبشمارهٔ ۳۲یاری که نام او نتوان گفت پیش کسشمارهٔ ۳۳نیمه دخنه بفکن از ار زیزشمارهٔ ۳۴نیزه ی مقلوب را تصحیف کنشمارهٔ ۳۵در دست بردار پدر بینشمارهٔ ۳۶چو سر برزد از برج شیر آفتابشمارهٔ ۳۷چون بر آرد آفتاب از قلب دریا ماهئیشمارهٔ ۳۸نام آن ماه که خورشید پری رویانستشمارهٔ ۳۹گر پدر را ای پسر چون کودکان بابا نخوانیشمارهٔ ۴۰آهو بره را چون سر و دم ببریدمشمارهٔ ۴۱نام صنمی که مثل او دیده ندیدشمارهٔ ۴۲بچه ی مرغ تا نگردانیشمارهٔ ۴۳چو با زر مرا پیش شاه آوریشمارهٔ ۴۴حرفی بفکن ز نام و آنگه بشمارشمارهٔ ۴۵آنک او ده یا قدّش نبود سرو روانشمارهٔ ۴۶شراب بر سر مو ریز و طرف بستان گیرشمارهٔ ۴۷نام سرو لاله رخ دانی که چیستشمارهٔ ۴۸با فضله ی زنبور چو یک نیمه ی هاونشمارهٔ ۴۹قلب عکس و عکس قلب قلب را ترکیب کنشمارهٔ ۵۰گفتمش نام تو ای سیمین تن آخر چیست گفتشمارهٔ ۵۱ماهی که فتاده بینی او را در شستشمارهٔ ۵۲یار من آن صنم که بخوبیش یار نیستشمارهٔ ۵۳پسنه دهنی که مستم از بادامششمارهٔ ۵۴آن یار که جان و دل گروگان ویستشمارهٔ ۵۵برجای سرمه چو بخوانی سر سالشمارهٔ ۵۶ای ترک سمن عذار خونریزشمارهٔ ۵۷عین چون در میان صاد نهیشمارهٔ ۵۸ای جوان چون نام دلدارم نمی دانی که چیستشمارهٔ ۵۹هر چند تنم چو موی آن سیمتنستشمارهٔ ۶۰فرشی که فکندم از پی آرامششمارهٔ ۶۱ببوی شست سر زلف یارا گرداریشمارهٔ ۶۲دی بر سر کو ستاده دیدم پسریشمارهٔ ۶۳قلب نعل و پای مقلوب مصحّف را بزنشمارهٔ ۶۴آن یار کجاست کاخر روز او راشمارهٔ ۶۵نام آنکو صد یک حسنش نباشد آفتابشمارهٔ ۶۶یک جزو ز جزوهای فخری نامهشمارهٔ ۶۷آن لحظه که بفکنند پنجاه ز شستشمارهٔ ۶۸دندان اسب بشکن و شه رابرو نشانشمارهٔ ۶۹دندان عسس ز زیر و بالا بشکنشمارهٔ ۷۰نام آنکو مرا ز غصّه بکشتشمارهٔ ۷۱آه مقلوب در میانه ی شبشمارهٔ ۷۲شه در بر ما نام پری پیکر ماستشمارهٔ ۷۳این طرف نگر که وقتی از عالم ذوقشمارهٔ ۷۴آنک افتاد چو ماهی دل من در دامششمارهٔ ۷۵آخر اول بگیر و اول آخرشمارهٔ ۷۶نام شه ملک چین قلب قلبستشمارهٔ ۷۷دلدار مرا که بی همال افتادستشمارهٔ ۷۸آن مه خورشید پیکر را لقبشمارهٔ ۷۹آنک دل را بوصلش امیدّستشمارهٔ ۸۰نام رخی کز مه رخان مثلش ندیدم در جهانشمارهٔ ۸۱نام آن آفتاب مشک نقابشمارهٔ ۸۲ای برده بمکر و حیله از دستان دستشمارهٔ ۸۳آن سرو را نگر چو الف در میان زینشمارهٔ ۸۴ترا که ملک بدست برادر پدرستشمارهٔ ۸۵ای مفخر روزگار وای صدر زمنشمارهٔ ۸۶برگیر چهار برگ گشنیز و بنهشمارهٔ ۸۷نام تو که هست چون منت بنده هزارشمارهٔ ۸۸آب معکوس در میان شراب