شمارهٔ ۳۳
بدایت غم عشّاق را نهایت نیستنهایت ره مشتاقرا بدایت نیست
سخن بگوی که پیش لب شکر بارتحدیث شکر شیرین بجز حکایت نیست
بسی شکایتم از فرقت تو در جانستوگرنه از غم عشقت مرا شکایت نیست
گرم بتیغ جفا می کشی حیات منستچرا که قصد حبیبان بجز عنایت نیست
چنین شنیده ام از راویان آیت عشقکه در قرائت دلدادگان روایت نیست
کدام رند خرابات دیده ئی کو راهزار زاهد صد ساله در حمایت نیست
مباش منکر احوال عاشقان خواجوکه قطع بادیه ی عشق بی هدایت نیست