گنج

شمارهٔ ۲۵۶

۱۱ بیت
خسرو گل بین دگر ملک سکندر یافتهباز بلبل باغ را طاوس پیکر یافته
طائر میمون مینای فلک یعنی ملکدشت را از روضه ی فردوس خوشتر یافته
می پرستان قدح کش نرگس سرمست راتبشی و منغر بدست از نقره و زر یافته
عالم خاکی نسیم باد عنبر بیز راهمچو انفاس مسیحا روح پرور یافته
خضر خضراپوش علوی آنک خوانندش سپهراز شقایق فرش غبرا را معصفر یافته
غنچه کو را اهل دل ضحاک ثانی می نهندچون فریدون افسر جمشید بر سر یافته
آسمانی گشته فرش خاک و طرف گلشنشمرغ را رامین و گل را ویس دلبر یافته
مؤبد زرد گلستان آنک خیری نام اوستاز شکوفه آسمانی پر زاختر یافته
در چمن هر کو چو من سر مست و حیران آمدهجام زرین بر کف سیمین عبهر یافته
وانک چون خواجو دل و دین داده از مستی ببادباده ی جانبخش را با جان برابر یافته
می کشان صحن بستانرا زبس برگ و نواهمچو بزم شاه جم جام مظفر یافته