گنج

شمارهٔ ۶۹ - در مدح نظام الملک قوام الدین

کسرای عهد بین که در ایوان نو نشستخورشید در نطاق شبستان نو نشست
عنقا به باغ بخت و سلیمان به تخت عزبا جاه نو رسید و به امکان نو نشست
ادریس دین حدیقهٔ فردوس تازه یافترضوان ملک بر در بستان نو نشست
این هفت تاب خانه مشبک شد از دعاتا شاه در مقرنس ایوان نو نشست
در طارمی که هست سه وقت اندر او سه عیدبا طالع سعید به برهان نو نشست
چرخ آن دو قرص زرد و سپید اندر آستینآمد بر آستانش و بر خوان نو نشست
بر درگهش که فرق فلک خاک خاک اوستدهر کهن به پهلوی دربان نو نشست
در کفش پاسبانش هر سنگ ریزه‌ایچون گوهری بر افسر سلطان نو نشست
در درس دعوت از پی هارونی درشپیرانه سر فلک به دبستان نو نشست
رایش که مشرفی قضا کرد عاقبتملک ابد گرفت و به دیوان نو نشست
عکسی ز آخشیج حسامش هوا گرفتبالای سدره عنصر و ارکان نو نشست
مهر سپهر ملک بماناد کز کفشبر فرق فرقد افسر احسان نو نشست
بگذشت عهد ماتم و عهد بقا رسیدبر کاینات یکسره فرمان نو نشست
جاوید باد کز کرمش جان هر گهربر گنج نو برآمد و بر کان نو نشست