شمارهٔ ۳۵۷
خاقانیا ز خدمت شاهان کران طلبتا از میان موج سیاست برون شوی
چون جام و می قبول و رد خسروان مباشکهآب فسرده آئی و دریای خون شوی
از قُرب و بُعدشان که چو خورشید قاهرندچون ماه گاه کاهی و گاهی فزون شوی
در یک شب از قبول و ز رد چون بنات نعشگه سرفراز گردی و گاهی نگون شوی